کشکول موفقیت
نویسنده: مجتبی مهرابی - ۱۳٩۱/٢/٢۸

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت

مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد

متوجه شد که کلاه ها نیست . بالای سرش را نگاه کرد . تعدادی

میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.

فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش

را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت

و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید... که کلاه

خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را

بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.

سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش

تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد

چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر

درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.

او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش

را برداشت,میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین

انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند.

یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.

نکته : رقابت سکون ندارد

نویسنده: مجتبی مهرابی - ۱۳٩۱/٢/٢٦

این متن توسط مؤسسه ی آنتونی رابینز برای موفقیت شما تهیه شده است و تا بحال ۱۰ بار در سرتاسر جهان ارسال گردیده است و بدون شک یکی از بهترین متون موفقیتی است که دریافت می کنید.
 


ادامه مطلب ...
نویسنده: مجتبی مهرابی - ۱۳٩۱/٢/٢٦

تمامی پزشکان تاکنون بارها شاهد بهبود معجزه آسای بیماران خود بوده اند. همه پزشکان این نوع بهبود ها را غیر علمی می دانند و تا کنون این موارد را روی کاغذ نیاورده اندتا به دانشجویان پزشکی تدریس شود. نوآوری هیچ گاه به گونه ای سیستماتیک، هدفمند وسازمان یافته شکل نمی گیرد. بیشتر نوآوران، پدیده های خود را در اثر شانس و جرقه یکباره شانس و هوششان ارائه نموده اند و نه با پشتکار و زحمت زیاد اما بسیاری از نوآوری ها قابل تدریس و یادگیری نیست چرا که راه وروش مناسبی وجود ندارد که به افراد یاد بدهیم چگونه باهوش و ذکاوتمند باشند .


ادامه مطلب ...
نویسنده: مجتبی مهرابی - ۱۳٩۱/٢/٢٦

پرسیدم.....  

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

با کمی مکث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی .

پرسیدم ،

آخر .... ،


ادامه مطلب ...
نویسنده: مجتبی مهرابی - ۱۳٩۱/٢/٢٦

 نها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی ازکمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.


ادامه مطلب ...
مطالب قدیمی تر »
کدهای اضافی کاربر :